OK
.
Wednesday, October 16, 2019
   

 
   

وکیل وقف

تعريف لغوى وقف

كلمه وقف در زبان فارسی به معنى ايستادن، توقف، حبس كردن، منحصر كردن چيزى، به كسى است .

 تعریف وقف در قوانين

ماده 55  ق . م (منظور قانون مدنى) میگويد: وقف عبارت است از اين كه عين مال حبس و منافع آن تسبيل شود، منظور از حبس نمودن عين مال نگاه داشتن عين مال از نقل و انتقال ، و همچنين ، از تصرفاتى كه موجب تلف عين گردد زيرا مقصود از وقف ، انتفاع هميشگى موقوف عليهم ، از مال موقوفه است ، و بدين جهت هم آن را وقف گفته اند . منظور از تسبيل منافع ، واگذارى منافح در راه خداوند، و امور خيريه و اجتماعى میباشد.

بند 7 الحاقى به ماده يك قانون تشکيلات و اختيارات سازمان حج و اوقاف مقرر میدارد:

اثلاث باقيه ، محبوسات ، نذور، صدقات و هر مال ديگرى كه به غير از وقف براى امور عام المنفعه  و خيريه اختصاص يافته در حكم موقوفات عامه است و چنانحه فاقد متولى و متصدى باشد با اذن ولى فقيه تحت اداره و نظارت سازمان اوقاف و امور خيريه قرار خواهد گرفت .

همانطور كه ملاحظه میشود اموالى را میتوان وقف نمود كه با حفظ اصل آن ، امكان بهره بردارى از منافعش وجود داشته باشد. به عنوان مثال ، اقلام مصرف شدنى مانند ميوه يا گندم يا برنج كه با استفاده از آنها عين مصرف میشود، قابل وقف نيست . اما اموالى مانند ظروف، ميز، صندلى، ساختمان ، باغ و زمين قابليت وقف دارند.

  انواع وقف

وقف از يك جهت به وقف عام و خاص، تقسيم میشود:

الف) وقف عام : وقف عام وقفى را گويند كه راجع به جهات عامه باشد.

مثل مساجد، مدارس و هرچه از اين قبيل باشد.

وقف عام يا شامل جهت است ، و مصلحت عام را در نظر دارد ، مثل وقف بر مسامد، پل ها و مدارس، و يا شامل عنوان عام است ، مثل فقرا و ايتام . به تعبير ديگر ميتوان گفت وقتى مالك مال منقول قابل دوام يا ملكى را براى كارهاى عمومى و عام المنفعه وقف میکند وقف عام میباشد.

ب) وقف خاص : وقف خاص وقفي است كه اختصاص به افراد معينى به طور تعقب داشته باشد مثل وقف بر اولاد و احفاد . به عنوان مثال ، مالكى مال غير منقول يا مال منقول قابل دوام را وقف میكند تا فرزندان او از منافع مال بهره ببرند كه اين عمل را وقف خاص گویند. از يك جهت ديگر، وقف را به انتفاع و منغعت تقسيم ميكنند. به عنوان مثال اگر مالكى زمين خود را وقف كرد تا در آن مدرسه بسازند يا خانه خود را جهت احداث حسينيه وقف نمود اين عمل را وقف انتفاع گويند . اما اگر مالكى چند باب مغازه يا باغ يا ساختمان را وقف نمود تادرآمد آن را متولى وصول كند و براى كمك به ايتام يا روضه خوانى يا درمان بيماران هزينه نمايد اين اقدام را وقف منفعت مينامند.

در مقررات اوقاف ، آن دسته از موقوفاتى كه توسط متوليان اداره ميشود غير متصرفى  و موقوفاتى كه ادارات اوقاف به قائم مقامى متولى اداره ميكنند را متصرفى مينامند .

در برخى منابع انوع ديگرى از تقسيم وقف را ذكر ميكنند كه ضرورتى به بيان آنها نيست و تنها بايد بدانيم كه اگر قصد واقف جهات عمومى و عام المنفعه بود، وقف عام است و اگر براى فرزندان و فرزند زادگان باشد ، وقف خاص تلقى ميشود.

به طور کلی بعضی از احکام وقف را می توان در موارد زیر مورد بررسی قرار داد:

1. اگـر كـسـى چـیـزى را وقف كند، از ملك او خارج مى شود و خود او و دیگران نـمى توانند آن را ببخشند یا بفروشند، و كسى هم از آن ملك ارث نمى برد، ولى در بعضى از موارد فروختن اشكال ندارد.

2. اگرشخصی ملكى را براى وقف معین كند و پیش از خواندن صیغه وقف پشیمان شود یا بمیرد، وقف درست نیست.

3. كسى كه مالى را وقف مى كند، باید از موقع خواندن صیغه، مال را براى همیشه وقـف كـنـد، و اگر مثلا بگوید این مال بعد ازمردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صیغه تا مـردنـش وقـف نـبـوده، صحیح نیست و نیز اگر بگوید تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد، یا بگوید تا ده سال وقف باشد، بعد، پنج سال وقف نباشد و دوباره وقف باشد، وقف صحیح نیست .وقف کننده اگر چیزى را بر خودش وقف كند مثل آنكه دكانى را وقف كند كه عایدى آن را بعد از مـرگ او خرج مقبره اش نمایند، صحیح نیست، ولى اگر مثلا مالى را بر فقرا وقف كند و خودش فقیر شود، مى تواند از منافع وقف استفاده نماید

4. وقـف كـننده باید دارای این شرایط باشد: مكلف و عاقل و با قصد اختیار باشد و شرعا بتواند در مال خود تصرف كند، بنابر این سفیه (یعنى كسى كه مال خود را در كارهاى بیهوده مصرف مى كند) چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید، اگر چیزى را وقف كند صحیح نیست.

5. وقف کننده اگر مالى را براى بچه اى كه در شكم مادر است و هنوز به دنیا نیامده وقف كند، صـحـت آن مـحـل اشـكـال و لازم اسـت رعایت احتیاط نمایند، ولى اگر براى اشخاصى كه فعلا مـوجـودنـد و بـعـد از آنها براى كسانى كه بعدا به دنیا مى آیند وقف نماید، اگرچه در موقعى كه وقف محقق مى شود در شكم مادر هم نباشند، مثلا چیزى را بر اولاد خود وقف كند كه بعد از آنان وقف نوه هاى او باشد و هر دسته اى بعد از دسته دیگر از وقف استفاده كنند، صحیح است.

6وقف کننده اگر چیزى را بر خودش وقف كند مثل آنكه دكانى را وقف كند كه عایدى آن را بعد از مـرگ او خرج مقبره اش نمایند، صحیح نیست، ولى اگر مثلا مالى را بر فقرا وقف كند و خودش فقیر شود، مى تواند از منافع وقف استفاده نماید.

7. وقف کننده اگـر براى چیزى كه وقف كرده متولى معین كند، باید مطابق قرارداد او رفتار نمایند، و اگر معین نكند، چنانچه بر افراد مخصوصى مثلا بر اولاد خود وقف كرده باشد و آنها بالغ بـاشـنـد، اخـتیار با خود آنان است، و اگر بالغ نباشند اختیار با ولى ایشان است، و براى استفاده از وقف اجازه حاكم شرع لازم نیست.

8. وقف کننده اگر ملكى را مثلا بر فقرا یا سادات وقف كند، یا وقف كند كه منافع آن به مصرف خیرات برسد، در صورتى كه براى آن ملك متولى معین نكرده باشد، اختیار آن با حاكم شرع است.

9. وقف کننده اگر ملكى را بر افراد مخصوصى مثلا بر اولاد خود وقف كند كه هر طبقه اى بعد از طـبـقـه دیـگـر از آن اسـتـفاده كنند، چنانچه متولى وقف آن را اجاره دهد و بمیرد، اجاره باطل نـمـى شـود، ولـى اگـر مـتولى نداشته باشد و یك طبقه از كسانى كه ملك بر آنها وقف شده، آن را اجـاره دهـنـد و در بین مدت اجاره بمیرند، چنانچه طبقه بعدى آن اجاره را امضاء نكنند، اجاره بـاطل مى شود. و در صورتى كه مستأجر مال الاجاره تمام مدت را داده باشد، مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان مى گیرد. اگـر كـسـى چـیـزى را وقف كند، از ملك او خارج مى شود و خود او و دیگران نـمى توانند آن را ببخشند یا بفروشند، و كسى هم از آن ملك ارث نمى برد، ولى در بعضى از موارد فروختن اشكال ندارد.

10اگر ملك وقف خراب شود از وقف بودن بیرون نمى رود مگر آنكه عنوانى را قصد كـرده بـاشـد كه آن عنوان از بین برود، مثل اینكه باغ را براى تنزه وقف كرده باشد كه اگر آن باغ خراب شود وقف باطل و به ورثه برمى گردد.

11. ملكى كه مقدارى از آن وقف است و مقدارى از آن وقف نیست اگر تقسیم نشده باشد، حاكم شرع یا متولى مى تواند با نظر خبره، سهم وقف را جدا كند.

12. اگـر مـتولى وقف خیانت كند و عایدات آن را به مصرفى كه معین شده نرساند، حـاكـم شـرع امـینى را به او ضمیمه مى نماید كه مانع از خیانتش گردد، و در صورتى كه ممكن نباشد مى تواند به جاى او متولى امینى معین نماید.

13. اگر ملكى را براى تعمیر مسجدى وقف نمایند، چنانچه آن مسجد احتیاج به تعمیر نـدارد و انتظار هم نمى رود كه تا مدتى احتیاج به تعمیر پیدا كند، مى توانند عایدات آن ملك را به مصرف مسجدى كه احتیاج به تعمیر دارد برسانند.

14. وقف کننده اگر ملكى را وقف كند كه عایدى آن را خرج تعمیر مسجد نمایند و به امام جماعت و به كسى كه در آن به مسجد اذان مى گوید بدهند، در صورتى كه بدانند یا اطمینان داشته باشند كه براى هر یك چه مقدار معین كرده، باید همان طور مصرف كنند. و اگر یقین یا اطمینان نداشته بـاشـنـد، باید اول مسجد را تعمیر كنند، و اگر چیزى زیاد آمد، بین امام جماعت و كسى كه اذان مـى گـوید به طور مناسب قسمت نمایند، و بهتر آن است كه این دو نفر در تقسیم با یكدیگر صلح كنند.